با شهدا در منطقه 13

شهید اصغر نجف پور

اصغر نجف پور بیست و یکم خرداد ۱۳۴۱، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی، آموزش و پرورش بود و مادرش،صفوره نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشته ریاضی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و دوم مرداد ۱۳۶۲، در سومار بر اثر اصابت ترکش خمپاره توسط نیروهای عراقی شهید شد.

نام و نام خانوادگی : اصغر نجف پور

نام پدر: على

تاریخ تولد: ۱۳۴۱/۳/۲۱

تاریخ شهادت : ۱۳۶۲/۵/۲۱

محل شهادت : ارتفاعات سومار

عملیات : بیت المقدس ۲

دسـته اعـزامـی : ارتش

تحصیلات : دیپلم

شغل : سرباز

گلزار شهدا ی تهران واقع در بهشت زهرا سلام الله علیه قطعه ۲۸

شهید اصغر نجف پور :

بیست و یکم خرداد ۱۳۴۱، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علی، آموزش و پرورش بود و مادرش،صفوره نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشته ریاضی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت.

اصغر بچه ی یکی از محله های خیابان پیروزی بود. او روحی والا و همیشه در جستجوی چیزی بالاتر از لذت مادی و دنیوی به سوی الله و در جهت محو باطل بود که نشانه های آن به اشکال گوناگون در سطح جامعه ای که در آن زندگی میکرد بسیار دیده بود. اصغر هنگام شروع انقلاب با علاقه بدنبال همان چیزی که آرزویش را داشت یعنی محو ظلم و فساد به صف مبارزین پیوست و بدون احساس خطر شجاعانه در صف مقدم تظاهرات قرار داشت. آن روز ها احتمال درگیری وی با ماموران سفاک رژیم زیاد بود اما اصغر هراسی نداشت ، هر روز مصمم تر حضور پیدا میکرد . در بهمن ماه ۵۷ در روزهای پایانی انقلاب دست اصغر در درگیریهای تظاهرات شکست و تا مرز شهادت پیش رفت ولی از آنجایی که او رسالتش را در زمان و مکان دیگر به پایان برساند جان سالم بدر برد . انقلاب به پیروزی رسید و بعد از چندی جنگ تحمیلی آغاز شد . اصغر در پی پیامهای رهبری در مهر سال ۶۱ داوطلبانه برای خدمت سربازی عازم شد. تصمیم گرفته شد بعد از آموزشی اصغر در پادگان بماند و بقیه خدمت سربازی را آنجا سپری کند. اما اصغر مخالفت کرد و با اصرار خودش او را به ارتفاعات سومار منتقل کردند. اصغر نجف پور سربازی شجاع و با اراده چندین بار جهت شناسایی دشمن تا چند قدمی دشمن میرفت و ماموریت را به نحو شایسته انجام میداد. عقیده ی اصغر این بود که انسان کاری را که قبول می کند انجام دهد باید به نحو احسن انجام دهد ، شانه خالی کردن را بد میدانست و جانانه در دفاع مقدس حضور داشت. اصفر آرزوی روزی را داشت که مستقیما رو در روی دشمن اشغالگر قدس قرار گیرد و مبارزه کند. میگفت بعد از عراق نوبت اسراییل است که جایش نشانیم . عاقبت مرغ سعادت آرزویش بر شانه اش نشست در بیست و دوم مرداد با اصابت ترکش به سرش مجروح و چند روزی در بیمارستان سید در جوار آقا امام رضا ع در اغماء بود و پس از یک هفته به دیدار حق شتافت .

تحقیق و تنظیم: خادمان شهدا در حوزه ۱۹۴ از ناحیه بسیج مقاومت کمیل

ویرایش: محمد موذن

روحش شاد و راهش پر رهرو باد