با شهدا در منطقه 13

شهید صفر علی کریمی

على مثل یک کارگری که نان حلال سره سفره میاورد کمک حال زندگی بود . دستش که رنگی میشد با تینر پاک میکرد همیشه خشک بود سفیدک میزد

نام و نام خانوادگی : صفر علی کریمی

نام پدر : مهدی

تاریخ تولد: ۱۳۴۵/۳/۴

تاریخ شهادت : ۱۳۶۲/۱/۳۱

محل شهادت: فکه

عملیات والفجرا

تحصیلات : سوم راهنمایی

شغل : محصل – بسیجی

گلزار شهدای تهران واقع در  بهشت زهرا سلام الله علیها قطعه ۴۴

شهید صفر علی کریمی :

 بسم رب الشهداء والصديقين با درود بر تمامی هدایتگران بشریت حضرت آدم تا حضرت خاتم حضرت محمد صل الله و علیه و اله  و به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان از صدر اسلام یعنی از هابیل تا کربلا و از کربلا تا کربلای زمان و با درود بیکران بر سالار شهیدان حسین ابن علی علیه السلام و چگونه آزاده زیستن چه سان با شرافت مردن را به تمامی شیعیان آموخت.

این شروع صیت نامه ی علی کریمی است و تا آخر خواندم دیدم چقدر پرمعنا و پر محتوا ست . از مادرش پرسیدم ، علی آقا میزان تحصیلاتش چقدر بود؟

مادر جواب داد : علی تا سیکل درس خواند ، هم درس میخواند هم کار میکرد .

خدایا باورم نمیشد این وصیت نامه ی جوانی ۱۷ ساله باشد آن هم با مدرک زیر دیپلم . آنها برای رزم به جبهه میرفتند یا برای کسب علم و معرفت ، جبهه برایشان دانشگاه بود. دانشگاهی که بالاترین مدرک آن شهادت بود . هر کسی وارد این دانشگاه میشد طالب رسیدن به بالاترین مدرک این دانشگاه بود فقط به نعره ی قبولی اکتفا نمیکردند بین دانشجویان رقابت بود. واحد های درسیشان ایمان ، تقوی و ایثار بود آنها مردانی بودند که خودشان را از دنیا پاک کرده بودند از وابستگی ها جدا شده بودند . علی هم از جنس همین مردان بود. وقتی مادر علی گفت ، على هم درس میخواند هم کار میکرد ، پرسیدم چیکار میکرد ، گفت : على نقاش ساختمان بود . على مثل یک کارگری که نان حلال سره سفره میاورد کمک حال زندگیمان بود . دستش که رنگی میشد با تینر پاک میکرد همیشه خشک بود سفیدک میزد . دلم برای گرفتن آن دستهای پر زحمت تنگ شده .

بغض را در گلویش خفه کرد و صبورانه سکوت کرد. علی در وصیت نامه اش خطاب به پدر و مادرش میگوید : مبادا در فراق من بی قراری و گریه کنید چرا که دشمن از گریه ی شما خوشحال می شود از شما میخواهم موقع دفن من دستانم را باز بگذارید تا همگان ببینند چیزی با خود نبردم چشمانم را باز بگذارید که همگان ببینند که کورکورانه کشته نشدم.

تحقیق و تنظیم: خادمان شهدا در حوزه ۱۹۴ از ناحیه بسیج مقاومت کمیل

ویرایش: محمد موذن

روحش شاد و راهش پر رهرو باد