با شهدا در منطقه 13

شهید علی فیض آبادی فراهانی

علی هنوز سنش به خدمت سربازی نرسیده بود از بسیج مسجد ائمه اطهار علیه السلام تاییدیه ایی آورد تا پدرش امضاء کند به جهت اینکه موافقت کنند علی به جبهه برود . از آنجایی که پدر على موافق نبود. پدرش نگران درس على بود میگفت درست مقدم است ، پدر امضاء نکرد تا اینکه درسش تمام شد. دفترچه خدمت سربازی را گرفت و به پادگانی در عجب شیر اعزام شد و آقای ابوطالب فیض آبادی فراهانی پدر علی آرزو داشت پسرش به مدارج علمی بالا برسد و علی هم رسید به جایی که مایه ی سر بلندی پدر و مادر ، سربلندی کشورش ایران شد.

نام و نام خانوادگی : علی فیض آبادی فراهانی

نام پدر : ابوطالب

تاریخ تولد: ۱۳۴۶/۱/۴

تاریخ شهادت : ۱۳۶۵/۱۱/۱۹

محل شهادت : مهاباد

عملیات : صاحب الزمان عج

تحصیلات: دیپلم

شغل : سرباز

گلزار شهدای تهران واقع در  بهشت زهرا س قطعه ۲۹

 شهید علی فیض آبادی فراهانی :

علی هنوز سنش به خدمت سربازی نرسیده بود از بسیج مسجد ائمه اطهار علیه السلام تاییدیه ایی آورد تا پدرش امضاء کند به جهت اینکه موافقت کنند علی به جبهه برود . از آنجایی که پدر على موافق نبود. پدرش نگران درس على بود میگفت درست مقدم است ، پدر امضاء نکرد. علی ناراحت و گریان شد ولی اطاعت از امر پدر واجب بود . خصوصیات اخلاقی علی این بود که روی حرف پدر حرفی نمیزد. تا اینکه درسش تمام شد. دفترچه خدمت سربازی را گرفت و به پادگانی در عجب شیر اعزام شد. سه ماه آموزشبیش تمام شد برای مرخصی به تهران آمده بود. چون نیمه شب به تهران رسیده بود نمیخواست مزاحم خانواده شود بخاطر همین رفته بود کلانتری ۲۱ به سر کلانتر کلانتری گفته بود شب در کلانتری بماند تا صبح شود . سرکلانتر از این کاره علی خیلی خوشش اومده بود و یک پذیرایی خوبی در کلانتری از ایشان کرده بود .، صبح هم تا درب منزل با یک مامور همراهیش کرد. جلوی درب منزل که رسیده بودند پدر علی در را باز کرد وقتی دید علی با یک مامور کلانتری آمده تعجب کرد. پرسید علی چیکار کردی ؟

مامور کلانتری خندید گفت : پسرت کاری نکرده .فقط همراهش اومدیم ببینیم راست گفته یا نه و اینکه چقدر پسر با فهم و شعوری دارید. چند روز مرخصی علی تمام شد با خوشحالی رفت. روز جمعه بود هواپیماهای عراقی شهر ارومیه و مهاباد را بمب باران میکردند اتوبوس پادگان هم که مشغول حمل سربازان بود در حال حرکت بود على هم داخل اتوبوس بود . بر اثر اصابت ترکشهای بمب های هواپیماهای عراقی به اتوبوس ، اتوبوس از جاده منحرف میشه و علی از اتوبوس پرت میشه بیرون و به شهادت میرسه اونروز به غیر از علی سه، چهار نفر از هم خدمتیهایش به شهادت میرسند .

آقای ابوطالب فیض آبادی فراهانی آرزو داشت پسرش به مدارج علمی بالا برسد و علی هم رسید به جایی که مایه ی سر بلندی پدر و مادر ، سربلندی کشورش ایران شد.

تحقیق و تنظیم: خادمان شهدا در حوزه ۱۹۴ از ناحیه بسیج مقاومت کمیل

ویرایش: محمد موذن

روحش شاد و راهش پر رهرو باد